غزل
باید به اعتبار گزافی ببخشی ام
دست عقاب قله ی قافی ببخشی ام
از چاه با طناب تو بیرون شدم ولی
حالا نشسته ام به کلافی ببخشی ام
این دور هشتم است! به تاول رسیده ام
یعنی نمی شود به طوافی ببخشی ام؟
بهتر نبود جای خطای بزرگ من
هی پشت هم بهانه نبافی ببخشی ام؟
از شهر، التماس دعا کرده ام که تو
شاید به آه سینه ی صافی ببخشی ام
من احسنِ خلائقم این خاطرت که هست؟
باید که اعتبار گزافی ببخشی ام
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 1:4 توسط محمد حسین ملکیان
|
آنچه در مدت هجر تو کشیدم هیهات